حاصلخیز ایران چگونه ایرانی اخبار سیاست خارجی

حاصلخیز: ایران چگونه ایرانی اخبار سیاست خارجی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روایت برادر کوچک‌تر از تصمیمات هاشمی

محمود هاشمی رفسنجانی، به عنوان سومین پسر خانواده هاشمی، کشاورزی را جهت رفاه زیاد رها نکرده هست. او که در خانواده ای کشاورز در بهرمان نوق متولد شده، تحصیلات دانش

روایت برادر کوچک‌تر از تصمیمات هاشمی

روایت برادر کوچک تر از تصمیمات هاشمی

عبارات مهم : ایران

محمود هاشمی رفسنجانی، به عنوان سومین پسر خانواده هاشمی، کشاورزی را جهت رفاه زیاد رها نکرده هست. او که در خانواده ای کشاورز در بهرمان نوق متولد شده، تحصیلات دانشگاهی دارد و در سمت‎های متفاوت بعد از انقلاب مشغول به کار بوده هست؛ ولی علی رغم دیگر برادران هاشمی، کمتر در تیررس رسانه ها قرار داشته است.

روایت برادر کوچک‌تر از تصمیمات هاشمی

او زمانی سفیر کشور عزیزمان ایران در سوریه بوده و بعد از بازنشسته شدن از وزارت امور خارجه، کشت پسته را به عنوان محصولی که نامش با کرمان گره خورده، هنوز رها نکرده هست. حدود ٤٠ هکتار باغ پسته دارد که به گفته خودش، اگرچه درآمدهای حاصل از پسته کاری کم کردن یافته؛ ولی هنوز از حقوق بازنشستگی وزارت امور خارجه زیاد است.

سومین عضو خانواده هاشمی مانند برادر مرحومش، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، دغدغه مند تأمین آب جهت نیازهای کشاورزی هست. مسئله کمبود آب را جهت کشور عزیزمان ایران جدی می داند و با این نشانه که تجربیات و نظراتش جهت کشور منشأ خیر شود، به درخواست مصاحبه خبرنگار «شرق» پاسخ مثبت می دهد. به اعتقاد برادر کوچک تر مرحوم، مسئله کم آبی مسئله ای جهانی است که در کشور عزیزمان ایران کمی پررنگ تر بروز پیدا کرده هست. با او راجع به سیاست های آبی دوران سازندگی نیز گفت وگو کرده ایم. او راجع به عملکرد برادرش می گوید: سردار سازندگی کشور عزیزمان ایران دنبال صنعتی کردن کشور نبوده و زیاد قصد داشت آب هایی را که هدر می روند، مهار کند. مشروح گفت وگو با محمود هاشمی رفسنجانی، دیپلمات بازنشسته را با هم می خوانیم:

محمود هاشمی رفسنجانی، به عنوان سومین پسر خانواده هاشمی، کشاورزی را جهت رفاه زیاد رها نکرده هست. او که در خانواده ای کشاورز در بهرمان نوق متولد شده، تحصیلات دانش

شایعه کردند که هر ماشینی رفسنجان می رود، مال آقای هاشمی است

شاید بتوان شما را عضو ساکت خانواده هاشمی نامید. آیا باوجود اثرگذاری از یک زمانی به بعد، ترجیح دادید به جای هر فعالیت حکومتی، به کشاورزی بپردازید؟

من از طفولیت در خانواده ای کشاورز بودم و حالا هم با گذشت تمام اوضاع، شغل کشاورزی را رها نکرده ام. با وجود اینکه برادرم مدیر مجلس بود و خودم نیز در وزارت امور خارجه بودم و مشاغل متفاوت داشتم، کشاورزی را رها نکردم و بعد از بازنشستگی کشاورزی را ادامه دادم.

شایعه کردند که هر ماشینی به رفسنجان می رود، مال آقای هاشمی هست؛ ولی من ٢٠ هکتار زمین ارث پدری در رفسنجان دارم و بعدها در زرندیه ساوه ٢٠ هکتار زمین خریدم و باغ درست کردم. برادر مرحومم نیز پنج هکتار باغ در کرمان دارد. در زرندیه ساوه یک دانگ و نیم از حقابه یک چاه را دارم که با آن مزرعه پسته خود را آبیاری می کنم. هرکس در این منطقه موتور یا تلمبه آب داشته باشد، به ازای هر اینچ آب، ٧٠ یا ٨٠ هکتار زمین زیر کشت می برد. ولی من چون پولی نداشتم، باغ خود را توسعه ندادم. کشاورزی را جهت اینکه کمی مرفه تر باشیم حفظ کردم. درآمد باغداری از حقوق بازنشستگی بهتر هست.

روایت برادر کوچک‌تر از تصمیمات هاشمی

چقدر از ٢٠ هکتار باغ ساوه، پسته برداشت می کنید؟

متأسفانه هرچه سال ها می گذرد، برداشت بدتر می شود. پیش از این، ١٥ تن پسته خشک از باغات خود برداشت می کردم که حدود ٤٥ تن پسته تر می شود. امسال حجم برداشت به شش تن رسید. از کل ٢٠ هکتار، به خاطر بی آبی، شش تن پسته برداشت کردم. چاه های منطقه در حال خشک شدن هست. آب نیست. در فصل تابستان که هوا گرم می شود، اگر پسته ای باشد یا پوک می شود یا نیم مغز و خشک می شود. هزینه باغداری پنج برابر شده است هست. در گذشته صد یا ٢٠٠ هزار تومان به یک کارگر حقوق می دادیم، درحال حاضر یک میلیون تومان حقوق می دهیم. هزینه گازوئیل وحشتناک هست. هزینه موتور، تراکتور و … نیز هزینه های بالایی هست؛ ولی در مقابل، تولید کم کردن یافته هست.

محمود هاشمی رفسنجانی، به عنوان سومین پسر خانواده هاشمی، کشاورزی را جهت رفاه زیاد رها نکرده هست. او که در خانواده ای کشاورز در بهرمان نوق متولد شده، تحصیلات دانش

طرح های انتقال آب جهت باغات پسته عملی نمی شود

در ساوه اوضاع آب خوب است؟

اینجا هم دارد شرایط بد می شود؛ ولی کمی بهتر از کرمان هست. در ساوه نیز همه جا چاه زده اند و از آب زیرزمینی استفاده می کنند. سطح آب پایین رفته هست. در رفسنجان قبل از انقلاب هرکس ملک یا پسته کاری داشت، وضع مالی خوبی داشت. انقلاب که شد، گفتند هرکس هرجایی می خواهد برود چاه بزند و باغ ایجاد کند. به همه پروانه دادند. حالا کار به جایی رسیده است که در استان کرمان و حتی تا یزد، شهر بابک، زرند، نوق، دشت انار و … حدود ٤٠٠ هزار هکتار باغ پسته وجود دارد، ولی آب نداریم. من در آنجا از ارث پدری ٢٠ هکتار باغ دارم. باوجود شایعاتی که می ‎گویند برادرم باغات زیادی دارد، او فقط پنج هکتار باغ دارد. تا قبل از اینکه به همه اجازه حفر چاه بدهند، در عمق ٥٠متری زمین های کرمان به آب می رسیدیم و چاه ٥٠ اینچ آب می داد. درحال حاضر عمق چاه های منطقه به صد متر رسیده و چاه ها فقط دو میل آب می دهند.

روایت برادر کوچک‌تر از تصمیمات هاشمی

درخت پسته با زیاد کردن سن، آب بیشتری نیاز دارد و یک باغ ٣٠ساله، ١٠ برابر نسبت به زمانی که کاشته شده است هست، آب می خواهد. هنگامی که چاه ها بدون آب می شوند، مردم مجبورند این سرمایه را رها کند. هر درختی که بخواهید ٣٠ سال روی آن زحمت بکشید، حداقل یک میلیون تومان هزینه برایتان خواهد داشت. حال ببینید چه ثروتی در کرمان در حال از بین رفتن هست. خیلی ها جهت تأمین آب کرمان، طرح هایی دادند. گفتند آب از تاجیکستان بیاوریم. یکی گفت از سرشاخه های اصفهان آب بیاوریم و دیگری گفت از کارون بیاوریم. بعضی دنبال تأمین آب از بندرعباس بودند. به نظر من هیچ کدام از این طرح ها عملی نمی شود.

اگر این طرح ها عملی شود، به نظر شما اقتصادی است؟

این پروژه ها اقتصادی هم نیست. تاجیکستان اگر به ما آب بدهد، باید از مسیر دو تا سه کشور رد شود، هزینه های چنین طرحی سر سام آور هست. سه سال بعد هم مدیر جمهور این کشور ممکن است بگوید آب نمی دهیم. مرحوم اخوی من تلاش کرد جهت یزد از سرشاخه های اصفهان ثانیه ای سه متر مکعب آب بیاورد، مردم منطقه هنوز هم دارند از این طرح استفاده می کنند؛ ولی درحال حاضر اصفهانی ها با انتقال همین میزان آب هم مسئله دارند و می گویند ما خودمان به این آب نیاز داریم.

به عنوان کسی که سابقه حضور در وزارت امور خارجه را داشته ، انتقال آب از تاجیکستان و افغانستان کار راحتی است؟

خیر، این پرژه ها قابل اجرا نیست.

آیا قابل اجرا نیست؟ انتقال آب از این کشورها چقدر جهت کشور عزیزمان ایران هزینه دارد؟

این پروژه ها هزینه های خیلی بالایی دارد. اگر بخواهند از تاجیکستان جهت رفسنجان آب بیاورند، باید لوله انتقال آب اول از مسیر ازبکستان بگذرد، بعد ترکمنستان و از آنجا به افغانستان و سپس وارد کشور عزیزمان ایران شود تا از منطقه سرخس به سمت کرمان بیاید. هزینه این انتقال به قدری زیاد است که نمی صرفد.

از نظر سیاسی فکر می کنید انتقال آب از کشورهای همسایه درست باشد؟

از نظر سیاسی هم ممکن است در شرایط فعلی مدیر جمهور یک کشور جهت تأمین نیازهای آبی کشور عزیزمان ایران اعلام آمادگی کند، ولی اوضاع این گونه باقی نمی ماند، تحولات منطقه خیلی سریع هست؛ دو سال بعد ممکن است مدیر جمهور کشوری که قصد تحویل آب به کشور عزیزمان ایران را دارد، از تصمیم خود صرف نظر کند یا اینکه به عنوان نمونه کشور ازبکستان اجازه انتقال مسیر لوله انتقال آب را ندهد یا افغانستان همکاری نکند.

تحولات سریع منطقه امکان تحویل آب از کشورهای همسایه را جهت کشور عزیزمان ایران ضعیف می کند؟

بله، خیلی ضعیف می کند. یک راه جهت تأمین آّب وجود دارد. می گویند سطح آب زیرزمینی یزد در اثر انتقال آب از اصفهان و مصرف این آب، ٣٠ متر اوج آمده هست. اگر بخواهند چاه های مناطق مرکزی کشور عزیزمان ایران آبدار شود، باید از بندرعباس و بحر عمان کانال بزنند تا در استان ها به صورت مارپیچ حرکت کند. آب داخل کانال، به داخل زمین نفوذ می کند و آب چاه ها اوج می آید.

آب دریا شور هست. این آب خاک را خراب نمی کند؟

تجربه نشان داده است آب دریا که بیاید، شرایط خیلی بهتر می شود. آبی که ما در باغات پسته مصرف می کنیم درجه شوری حدود هفت هزار دارد و چندان شیرین نیست. انتقال آب دریا با کانال، چاه ها را آبدار می کند.

طرح مرحوم هاشمی اجرائی نشد

مشابه چنین طرحی در وقت ریاست جمهوری مرحوم هاشمی هم مطرح بود. قصد داشتند مسیری آبی بین خلیج فارس و دریای خزر جهت حمل و نقل ایجاد کنند، ولی همان وقت این پروژه متوقف شد. علت توقفش چه بود؟

مرحوم هاشمی طرحشان آن وقت این نبود. طرح این بود که از کوه های البرز آبی را که از رودخانه ها به بحر خزر می ریزد، قبل از ریختن به دریا یک جا جمع کنند و از کوه، آب را به سمت پایتخت کشور عزیزمان ایران و کشور عزیزمان ایران بازگرداند. این طرح هم اجرائی نشد.

یعنی جهت اتصال خزر و خلیج فارس در وقت مرحوم هاشمی هیچ طرحی وجود نداشت؟

ایشان طرحی داشتند و در نماز جمعه مطرح کردند، ولی خوب نتوانستند اجرا کنند. الان طرحی وجود دارد که سپاه می خواهد آب از بندرعباس بیاورد. عالی ترین راه این است که کانال بزنند. کانال را بتون ریزی نکنند. کانالی باشد که نفوذ کند، مارپیچ هم باشد و از داخل کشور عبور کند. به این ترتیب چاه ها آبدار می شود در غیراین صورت، باغات پسته کرمان به عنوان یک ثروت ملی از بین خواهد رفت. به خاطر دارم که ما نخستین چاه منطقه کرمان را داشتیم و این چاه را با یکی از پول داران منطقه یعنی آقای برخوردار شریک بودیم. قبل از انقلاب می خواستیم جهت این چاه یک موتور بزنیم، ولی به ما پروانه نمی دادند؛ ما به آقای برخوردار متوسل شدیم، او اعلام کرد که سه دانگ آب این چاه را از ما می خرد و جهت چاه پروانه می گیرد. این کار را کردند و پروانه گرفتند. هنوز هم نصفی از آب را آنها می برند و نیمی دیگر را ما استفاده می کنیم.

باغات مرحوم هاشمی خشک شد

درحال حاضر پنج هکتار باغ برادر مرحومتان هم از همان چاه آب دریافت می کند؟

آن باغات دیگر خشک شده است هست، ولی از همان جا آبیاری می شود. قبل از انقلاب به ما پروانه دادند که بتوانیم ٤٠ لیتر بر ثانیه آب برداشت کنیم. آن موقع آب هم بود. چاه می زدیم حداکثر عمقش ٥٠ متر بود. الان عمق چاه به ٤٠٠ متر رسیده است و دو اینچ هم آب می دهد. هر سال هم باید چاه را ساماندهی کنیم. به تازگی جهت ساماندهی چاه قصد داشتیم مجوز دریافت کنیم که پروانه ما را از ٤٠ لیتر به ٢٠ لیتر تعدیل کردند. اگر پروانه چاه ها را تعدیل کنند، درخت های باغات هم باید خشک و رها شوند. خطر این چنینی در منطقه وجود دارد.

یعنی سرمایه های مردم در حال ازدست رفتن است؟

بله، البته باغات تک محصولی هم هست. ثروت و زندگی مردم فقط به یک محصول گره خورده، ولی در سایر مناطق محصولات متنوع هست. در سمت همدان گندم دیم دارند. ولی در کرمان تک محصولی است و با خشک شدن باغات پسته، مردم باید همه چیز را رها کنند.

آینده پنج هکتار باغ برادر مرحومتان چه شد؟ خانواده جهت آن برنامه ای ندارند؟

یک کارگر در باغ است که اگر محصولی داشته باشد، به پایتخت کشور عزیزمان ایران می فرستد. حالا با پنج کیسه پسته نمی توان زندگی مرفهی داشت. در گذشته می شد با همان باغ زندگی مطلوبی ایجاد کرد. من پنج سال قبل که وضع بهتر بود، ٦٠٠ گونی پسته داشتم؛ امسال فقط ٩٠ گونی پسته برداشت کردم. محصول کم کردن پیدا کرده هست. این نوعی اخطار هست. اگر دولت به این مسئله نرسد، افراد هم نمی توانند پرسشها را ساماندهی کنند. دولت باید جهت بی آبی برنامه داشته باشد. مردم آمادگی دارند کمک کنند تا زندگیشان متلاشی نشود.

رفسنجانی ها در آمریکا باغ پسته ایجاد کردند

شما مدتی در سوریه حضور داشتید و شرایط منطقه را می دانید. سوریه از نظر مراودات تجاری جهت کشور عزیزمان ایران خیلی اهمیت دارد؟ پسته کاران رفسنجان می گویند محصولاتشان را در بندرگاه های سوریه با شروع جنگ از دست داده اند. واقعا سوریه دروازه صادرات محصولات ایرانی بوده است؟

خیر؛ سوریه هیچ گاه جهت تجارت مهم نبوده هست. تولید پسته کشور عزیزمان ایران زمانی به ٣٠٠ هزار تن در سال هم رسید؛ ولی به نظر من درحال حاضر به ١٥٠ هزار تن کم کردن یافته هست. قبل از انقلاب، کشور عزیزمان ایران به آمریکا ٢٠ هزار تن پسته صادر می کرد؛ ولی آمریکا به تازگی پسته کاری کرده است و همین رفسنجانی های ما در آمریکا باغ پسته ایجاد کرده اند.

کدام یک ازهمشهری های شما در آمریکا پسته کاری کـــردنــد؟

آقایان امین، برخوردار و آگاه و کسانی که پسته های خوبی داشتند، در آمریکا پسته کاشتند و باغ ایجاد کردند. قبل از انقلاب، آمریکایی ها اصلا نمی دانستند پسته چیست. یکی از بستگان ما که اهل رفسنجان است و دکتر حاذقی بود، بعد از انقلاب به علت اینکه نخواستند در این شهر به فعالیتش ادامه دهد، به آمریکا مهاجرت کرد. بعد از دو سال طبابت، دولت آمریکا یک میلیون دلار مالیات جهت فامیل ما تعیین کرد؛ ولی این مالیات را از او دریافت نکرد، بلکه به این دکتر اعلام کردند با کمک های دولتی و رقم مالیات طبابتش، کار تولیدی در آمریکا شروع کند. این فرد امروز چهار تا پنج مزرعه پسته ایجاد کرده هست. تولید پسته آمریکا به ٤٠٠ تا ٥٠٠ هزار تن رسیده هست؛ در مقابل، تولید پسته کشور عزیزمان ایران اوضاع مطلوبی ندارد.

سوریه هیچ گاه شریک تجاری خوبی جهت کشور عزیزمان ایران نبود

برگردیم به سوریه، این کشور هیچ وقت شریک تجاری خوبی جهت کشور عزیزمان ایران نبوده است؟

سوریه هیچ وقت شریک تجاری خوبی جهت کشور عزیزمان ایران نبوده هست. در وقت انقلاب به سوریه نفت می دادیم و خیلی به آنها کمک می کردیم.

در وقت جنگ ما به سوریه کمک می کردیم یا سوریه به کشور عزیزمان ایران کمک می کرد؟

ما در جنگ طرفدار نداشتیم. همه کشورهای دنیا با ما مخالف بودند. تنها سوریه بود؛ نه سوریه فعلی، بلکه سوریه وقت اسد پدر (حافظ اسد). اسد پدر سیاست مدار عجیبی بود. سوریه را نگه داشته بود. به خاطر اینکه با صدام و حزب بعث که خیلی خبیث بود مسئله داشت، به کشور عزیزمان ایران نزدیک شد و به ما کمک می کرد.

مراوده خاصی با سوریه بعد از جنگ تحمیلی نداشتیم؟

ما به آن شکل مراوده تجاری نداشتیم. سوریه چیزی ندارد که بتوانیم روابط خود را بر مبنای آن تنظیم کنیم. تجارت همواره باید با چین و اروپا باشد.

زمانی که در سوریه بودید، این کشور با ترکیه بر سر آب مجادله نداشت؟

نه؛ در آن مقطع هنوز سر این مسئله دعوا نداشتند. دعوای بر سر آب، مسئله ای جهانی هست. نمی شود شرایط را آینده نگری کرد. از هم اکنون دعواهای جهانی بر سر آب شروع شده است هست.

اسناد نشان می دهد از دو دهه قبل دعواها بر سر آب در منطقه و بین سوریه، ترکیه و عراق وجود داشته هست. این کشورها قبل از شروع پروژه گپ، با یکدیگر درگیر بودند. در سفارت کشور عزیزمان ایران اطلاعاتی دراین باره به دست شما نمی رسید؟

آب فرات، دجله و … از کوه های ترکیه سرچشمه می گیرد که باریکه ای از آن نیز از سوریه رد می شود. آن موقع سوریه به این شکل به آب نیاز نداشت. مثل اینکه اکنون افغانستان اجازه نمی دهد آب هیرمند وارد کشور عزیزمان ایران شود؛ درحالی که در گذشته این گونه نبود. درحال حاضر ترکیه مجبور است به هر شکلی آب را ذخیره کند. این مسئله به سوریه آسیب می زند. سوریه نیز مجبور است جنگ داشته باشد یا خشکی را تحمل کند. نمی شود تصویر العمل ها را آینده نگری کرد. جنگ آب در همه دنیا هست.

مقطعی که شما در سفارت کشور عزیزمان ایران در سوریه بودید، هیچ مشورت ای راجع به آب بین دو کشور سوریه و ترکیه انجام نمی شد؟

نه؛ راجع به آب هیچ بحثی نبود. ترکیه یک بخش کردنشین داشت. زیاد کردها در شمال عراق ساکن هستند. بخشی در کشور عزیزمان ایران و بخشی هم در ترکیه سکونت دارند. استعمار هدفش این است که همه کردها در یک کشور جمع شوند. این را هم بعید می دانیم.

قسمت کردنشین عراق آب بسیاری دارد، نفت هم دارد و اعلام استقلال کرده هست. این مسئله می تواند جهت اقتصاد کشور عزیزمان ایران آفت زا شود؟

نه؛ آب که در خود عراق وجود دارد. به عراق هم خدا نعمت داده هست. امیدواریم آینده عراق نیز به نفع اسلام و منطقه باشد. کشور عزیزمان ایران و عراق کشورهای مهم منطقه هستند. کشاورزی و آب دارند. نعمت دارند. من آینده عراق را خیلی خوب می بینم. البته تلاش می کنند بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کنند. شیعه و سنی هر دو مسلمان هستند و نباید به این پرسشها توجه کرد.

یکی از پروژه هایی که مرحوم هاشمی به دنبال آن بود، پروژه های تصفیه فاضلاب است ولی استان کرمان با وجود مسئله آب به تصفیه فاضلاب توجهی ندارد. باغداران کرمان به دنبال تصفیه آب هستند؟ ایده های بازچرخانی آب که در وقت مرحوم هاشمی مطرح شد، در استان کرمان پیگیری شد یا خیر؟

تصفیه فاضلاب در شهرهای کرمان جهت نیازهای باغبانی کفاف نمی دهد. این پایتخت کشور عزیزمان ایران است که تصفیه فاضلاب آن پاسخ گوی نیازهاست.

در کرمان پروژه ای در زمینه تصفیه فاضلاب اجرا شده است است؟

خیر، این پایتخت کشور عزیزمان ایران است که فاضلابش روی ورامین اثر گذاشته است و دشت ورامین از فاضلاب پایتخت کشور عزیزمان ایران آب دارد. در کرمان به قدری برداشت آب زیاد است که به این چیزها نمی رسد. برداشت آب به شکل غیرعادی در کرمان زیاد هست. ٢٠ هزار چاه شبانه روز کار مي کنند. هر کدام پنج اینچ آب بکشند، ببینید چقدر می شود. این آب ها همه تبخیر می شود و راه به جایی نمی برد. این شیوه مصرف درست نبوده و روی روال عادی نیست. مردم دلشان می خواهد بیابان و کویر را کشت و کار کنند. درخت پسته می کارند. در گذشته پسته کاری ها خوب می شده است ولی امروز سطح سفره ها پایین آ مده هست.

راهش این است که یک کانالی از دریا بیاید و آب به زمین تزریق شود وگرنه همه این درختان خشک می شوند.

رودخانه های افغانستان تأمین کننده نیازهای آبی کرمان نبوده اند؟

کهنوج، صد کیلومتر عرض و صد کیلومتر طول دارد. رودخانه هیرمند که از افغانستان می آمد، این منطقه را مشروب می کرد. در هر نقطه‎ای از کهنوج که چاه بزنند، با عمق شش متر به آب می رسند. درحال حاضر آب این منطقه کمی پایین رفته هست. در کهنوج هر سال سه بار می توانند محصول برداشت کنند. البته خوزستان هم ممکن است از نظر کشاورزی توانایی داشته باشد ولی کهنوج منطقه عجیبی هست. حال که هیرمند دچار مسئله شده است و سیستان وبلوچستان دچار بی آبی هست، کهنوج می تواند جهت کشور عزیزمان ایران منشأ تولید بزرگی باشد.

هنوز کهنوج این قدر آب دارد که بتواند منشأ تولید باشد؟

درحال حاضر هم می تواند.

تالاب جازموریان خشک شده است و منطقه دچار بی آبی هست. چگونه کهنوج می تواند منشأ تولید جهت کشور عزیزمان ایران باشد؟

این عنوان در همه دنیا وجود دارد. حتی در آمریکا پسته کاران تابستان که می شود به صورت دستی درختان را آب می دهند. مسئله یک مسئله منطقه ای نیست. در کشور عزیزمان ایران شاید کم آبی نیرومند تر باشد.

در وقت اصلاحات علیه آقای هاشمی شعار می دادند

از سیاست های بخش آب در وقت مرحوم هاشمی اطلاع داشتید؟ چه برنامه هایی در زمینه آب داشت؟ آیا تلاش می کرد جهت منطقه خود کار خاصی انجام دهد که باغ خود را حفظ کند؟

نه، باغ خودش که اصلا به حساب نمی آمد. ولی خیلی به کشاورزان علاقه داشت. نخستین کسی که آبیاری قطره ای را در کشور عزیزمان ایران پیشنهاد داد -که هنوز هم جا نیفتاده و تعداد کمی آبیاری قطره ای دارند- مرحوم هاشمی بود. نخستین کسی که گفت آب از جای دیگری بیاورند، ایشان بود که انتقال آب را جهت یزد پیشنهاد داد. هنگامی که در جمع مردم یزد صحبت می کرد و گفت آب سرشاخه های اصفهان را جهت یزد می آورم، در آن وقت مردم گفتند این شیخ رؤیایی فکر می کند. خیلی باور نمی کردند ولی این ایده عملی شد. تا وقت رفتن اخوی چیزی از پروژه انتقال آب اصفهان به یزد نمانده بود. چند کیلومتر مانده بود که مسیر کامل شود. بعد دولت اصلاحات روی کار آمد و مدیر این دولت، جهت افتتاح به یزد رفت. محمد ما (برادر کوچکم) معاون اجرائی مدیر دولت اصلاحات بود. در این پروژه در کنار مدیر جمهور وقت حضور داشت. نقل می کرد که هنگامی که در محل افتتاح پروژه حضور یافتم و قصد داشتیم مراسم افتتاح را برگزار کنیم، عده معدودی هم دست می زدند و می گفتند مخرب سازندگی اعدام باید شود. علیه آقای هاشمی شعار می دادند و معلوم نبود اینها چه کسانی بودند.

سردار سازندگی یا مخرب سازندگی

آیا شعار می دادند که مخرب سازندگی اعدام باید شود؟

من نمی دانم اینها چه کسانی بودند. هر لحظه علیه مرحوم هاشمی افکار به این شکل هم بود. لقب مرحوم هاشمی سردار سازندگی بود که در یزد می گفتند مخرب سازندگی اعدام باید شود. مدیر دولت اصلاحات دستور داد که شعاردهندگان را بگیرند. محمد ما هم می گفت که نتوانسته شب در یزد بماند. بعد از مراسم به نوق (روستای خودمان) که ٢٠٠ کیلومتر با یزد فاصله دارد، می رود و شب را آنجا می ماند. فردای آن روز هم به کرمان می رود تا به پایتخت کشور عزیزمان ایران بیاید. این اوضاع هر لحظه بوده و خواهد بود.

درحال حاضر این قدر هم آب نداریم که بخواهیم پروژه های انتقال آب اجرا کنیم و از سرشاخه کارون آب بیاوریم. در شرایط فعلی چه کاری باید بکنیم؟

بنا بود ثانیه ای سه متر آب به جای اینکه به یزد برود، به رفسنجان بیاورند. خیلی روی این مسئله مطالعه شد. ولی گفتند نمی شود از اصفهان و کارون آب انتقال یافته شود. پرسشها به گونه ای نیست که بشود یک شبه آنها را حل کرد. روز به روز اوضاع بی آبی بدتر می شود.

شما به عنوان یک کشاورز سرمایه گذاری کرده اید. سرمایه گذاری شما هم وابسته به آب هست. دولت هم جهت تأمین آب نمی تواند برنامه خاصی داشته باشد. خودتان جهت حل مسئله چه کاری انجام داده اید؟

ما خودمان آبیاری باغمان را قطره ای کردیم. آبیاری قطره ای دو نوع هست. یک نوع زیر زمینی هست. ٤٠ سانتی متر زیر خاک هست، تبخیر آب ندارد و درست هر قطره آب پای ریشه می رود (من از این نوع آبیاری استفاده کردم). یک نوع هم است که روی زمین هست. در این نوع هم ٥٠ درصد در مصرف آب صرفه جویی می شود؛ ولی می ترسم روزی برسد که آبی جهت آبیاری قطره ای هم نباشد.

هنگامی که آب شور می شود، سیستم آبیاری قطره ای دچار مسئله نمی شود؟

اسید می دهیم. اسید خاصی است که داخل لوله ها می ریزند که هم کود هست، هم لوله ها را باز می کند و هم زمین را اصلاح می کند. یک نوع هم ترکیب نانو آمده است که در کشور عزیزمان ایران در مراحل آزمایشی هست. علم جدیدی است که هنوز نتیجه آن را ندیده ایم. در کشاورزی کود مرغی و از این جور چیزها استفاده می کنند که در تابستان خیلی آب می خواهد.

مرحوم هاشمی با شیرین کردن آب دریا جهت صنعت موافق بود؟ برنامه ای دراین باره داشت؟

ما مثل کشورهای خلیج فارس نیستیم که پول داشته باشیم و هرچه بخواهیم، بتوانیم انجام دهیم. حتی در امارات دیده ام که روی چمن هایشان آب شیرین شده است دریا می ریزند. این کار خیلی هزینه دارد. ما هنوز جاهایی داریم که آب شیرین می توان از آن استخراج کرد و این گونه نیست که نیازی به آب شیرین شده است دریا داشته باشیم؛ ولی قبلا باید آینده نگری کنیم.

مرحوم هاشمی روی سدسازی متمرکز بود و زیاد به دنبال مهار آب های سطحی بود؟

بله، زیاد دنبال مهار آب هایی بود که هدر می رود. بعضی به این مسئله اشکال وارد می کنند و می گویند سدسازی بد است و بعضی ها می گویند سدسازی خوب هست؛ ولی مسئله مهم این است که برداشت آب، مخصوصا جهت کشاورزی خارج از اندازه هست. این بزرگ ترین مشکلی است که با آن مواجه هستیم.

مرحوم هاشمی خودش کسی بود که به کشاورزی اهمیت می داد و آب برایش مهم بود. آیا در وقت ریاست جمهوری خود تلاش نکرد سرمایه گذاری در بخش کشاورزی را به قدری زیاد کردن دهد که آب در این بخش هدر نرود؛ لیکن بعضی معتقدند که او پایه گذار خیلی از برنامه ها در کشور عزیزمان ایران بود.

درحال حاضر کشاورزی بیشترین سهم مصرف آب را دارد. ٩٠ درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می شود. این به فرهنگ مصرف باز می گردد. فرهنگ مصرف در کشور عزیزمان ایران درست نیست. حتی انرژی در کشور عزیزمان ایران خیلی زیاد مصرف می شود. کشورهایی هستند که اصلا انرژی ندارند. همه نیاز خود را با خورشید تأمین می کنند. اگر به قبرس سفر کنید، زیاد کارخانه هایشان خورشیدی هست. ما این چیزها را نداریم. هم آفتاب خوبی داریم، هم نفت و هم گاز داریم. تولید گاز ما در دنیا اول نباشد، دوم هست. نفت را می دانم که هر سال منابع تازه کشف می شود. چون نیاز نداشتیم، مصرف ما هم اسرافی هست.

بعضی می گویند مرحوم هاشمی می خواست ایرانِ کشاورزی را به صنعتی تبدیل کنند؛ ولی نتوانست صنعت به کشور عزیزمان ایران بیاورد و شاهد هستیم که اوضاع کشاورزی هم امروز خوب نیست. واقعا مرحوم هاشمی به دنبال صنعتی کردن کشور بود؟

نه، این گونه نبود. بعد از انقلاب ٥٠٠ میلیارد دلار کارخانه خوابیده داشتیم. آقای هاشمی ظرف دو سال کارخانه ها را راه انداخت. هدفش این بود که صنعت موجود در کشور از بین نرود. نمی خواست کشاورزی را خراب کند و صنعت جایگزین کند. البته از هر کسی که بخواهید انتقاد کنید، راه زیاد هست.

عده ای هم می گویند هاشمی سد ساخته است که کشاورزی را توسعه دهد. این عنوان راجع به آقای هاشمی صحت دارد؟

سد را فقط جهت تأمین نیازهای کشاورزی احداث نمی کنند. آب شرب پایتخت کشور عزیزمان ایران با سه تا چهار سد اطرافش تأمین می شود. این سدها جهت شرب هست. سد چیز خوبی جهت ذخیره آب هست؛ به شرطی که نزولات آسمانی هم خوب باشد. گاهی اقبال خوب نیست و باران نمی آید.

مرحوم هاشمی به دنبال روش های تازه جهت آبیاری مزارع بود. پژوهشگری نقل قول می کرد که نتیجه های تحقیقاتش راجع به استفاده از لوله های سفالی در زیرخاک جهت آبیاری مزارع و به کار بردن آب شور در کشاورزی، بدون راه اندازی آب شیرین کن را به مدیر جمهور وقت معرفی کرده؛ ولی پاسخی از سوی دولت دریافت نکرده هست. با مرحوم برادرتان راجع به پرسشها آب صحبت می کردید؟

این مسئله کوزه ها و… از دو هزار سال قبل در یزد مرسوم بوده هست. خیلی ها ممکن است بگویند که ما این کار را کردیم؛ ولی این گونه نیست. در یزد که از ابتدا آب کمی داشته هست، کشت کوزه ای مرسوم بوده هست. من خودم در ساوه دیدم که یک باغ میوه بود که خیلی بزرگ نبود؛ ولی نسبتا باغ روپایی بود. یک حوضچه دو متر در دو متر داشت. آب داخل حوضچه می آمد و بین دو درخت، یک کوزه گذاشته بودند. با لوله آب به کوزه ها انتقال یافته می شد و از داخل کوزه آب پای ریشه درختان تراوش می کرد. این سیستم مشکلی ندارد؛ ولی جهت باغ های خیلی کوچک جواب می دهد. اگر بخواهید جهت ٣٠٠ هزار هکتار از این سیستم استفاده کنید، اصلا امکانش نیست.

مرحوم هاشمی را جهت دیدار به منطقه بردید؟ نظری نداشت؟

ایشان خوشش آمده بود و می گفت طرحی است که جهت صرفه جویی آب مناسب هست؛ ولی خرده مالکان می توانند از این روش ها استفاده کنند.

ما در کشور عزیزمان ایران خرده مالک داریم و تقریبا مالکان بزرگ کمی در بخش کشاورزی داریم. آیا از این روش ها استفاده نمی کنیم؟

برخی افراد هزار هکتار باغ دارند و بعضی دو هکتار باغ دارد. مالکانی که هزار هکتار باغ دارند، تعداشان زیاد است و نمی توانند از این روش ها استفاده کنند.

استقبال مرحوم هاشمی از برداشت آب های ژرف

توصیه ای تکمیلی راجع به رویکردهای برادر مرحومتان در زمینه آب ندارید؟

آقای هاشمی اخیرا روی آب متمرکز شده است بود. یک سال قبل از فوت ایشان، دکتر احمدی پور از رفسنجان به دفتر من در پایتخت کشور عزیزمان ایران مراجعه کرد و گفت مهندسی ایرانی که به سوئد رفته هست، ٢٠ سال قبل اینجا روی آب های زیرزمینی مطالعه کرده و دریافته که یک رودخانه آب، در عمق هزار متری زمین از مسیر کرمان و طبس عبور می کند و به بندرعباس می رود. آن مهندس ایرانی مقیم سوئد گارانتی داده که اگر هزار متر بتوانید زیر زمین بروید، این آب شیرین قابل استحصال هست. احمدی پور گفت پیش آقای هاشمی هم رفته و ایشان خیلی از این گفته خوشش آمده است و گفته فکر می کند در زیر کویر آب باشد. بنابراین در سفر به عربستان، ملک عبدالله او را به منطقه ای برده که آب گرم داشته و آمریکایی ها با استحصال این آب و سردکردن آن، زمینه کشت گندم جهت عربستان را فراهم کرده اند و اکنون عربستان در گندم خودکفا شده است هست. مرحوم هاشمی در جلسه با احمدی پور گفته بود من در بچگی هم دیده بودم که آب در اعماق زمین حرکت می کند.

من هم فکر می کنم این گفته ها درست باشد، لیکن به خاطر می آورم در دوران کودکی، قناتی در بهرمان داشتیم، این شهر حدود دو هزار سال سابقه دارد، قنات این شهر هر لحظه پرآب بوده است و حتی گاهی در قناتش ماهی هم پیدا می شد. درحال حاضر این قنات خشک شده است هست، ولی در گذشته صد مالک داشت و ما یک دانگ آب این قنات را داشتیم. زمانی که ما فرزند بودیم مقنی ها گفتند در عمق صد متری هنگامی که با کلنگ مشغول کار بوده اند به منطقه ای مثل دریا برخورد کرده اند. وسعت منطقه حدود یک هکتار بوده و آب از گوشه های این محوطه به نقطه ای دیگر می رفته هست. آب آن شیرین بود، ولی به نقطه نامعلومی انتقال یافته می شد. من و مرحوم هاشمی رفتیم که آن منطقه را ببینیم. قنات بهرمان داشت کم کم خشک می شد و به آب تازه نیاز داشت. آن موقع چراغ قوه نبود و چراغ کاربیت بود.

کاربیت یک سنگی است که روشن می کنند تا روشنایی تولید شود. با چراغ کاربیت رفتیم و دیدیم آب شیرین خوبی دارد فرار می ‎کند، ولی قنات بهرمان یک متر بالاتر از آبی است که فرار می کند. فکر کردیم چطور از این آب جهت ده بهرمان استفاده کنیم. کندن پنج کیلومتر راه با کلنگ هزینه های زیادی داشت. یکی پیشنهاد داد و گفت این اختلاف ارتفاع، صد متر زیاد نیست. یک پایاب می زنیم ( یعنی ٢٠٠ متر راهرو ایجاد می کنیم) بالای آب می رسیم و با یک موتور بلاکستون که موتور معروف آن وقت بود و یک موتورپمپی بود، آب را به داخل قنات می کشیم. این راحت ترین کار بود و با هزینه کم این کار را اجرا کردند.

این اتفاق چه سالی رخ داد؟

حدود ١٥ تا ١٦ سال قبل از انقلاب از این موتورپمپ جهت قنات استفاده کردیم. الان هنوز همان جا که آب فرار می کرد، نسبتا آب دارد، ولی به جای یک متر باید ١٥٠ متر پایین بروند و آبش هم شیرین هست.

وزیری به نام آقای نامی (وزیر مخابرات وقت احمدی نژاد بود) به اخوی (مرحوم هاشمی) گفته بود رصدهای ماهواره ای نشان می دهد شهداد که بغل کرمان است و منطقه ای کویری هست، در ٢٥ کیلومتری زیر زمین آب دارد. چاه نفت در عمق دو هزار متری وجود دارد ولی در عمق ٢٥ کیلومتری کویر شهداد، آب هست. این علائم وجود دارد، ولی چه روزی علم پیشرفت کند که این آب ها را استخراج کنیم، معلوم نیست. همه چیز دست خداست.

اگر این آب ها را استخراج کنیم، وظیفه ترک های زمین چه می شود؟ به خاطر آب هایی که برداشت کرده ایم، کشور عزیزمان ایران درگیر پدیده فرونشست هست.

این مسئله خیلی خطرناک هست. ممکن است خیلی از این زلزله ها مال همین خالی شدن زمین باشد. می گویند همه چیز به هم ربط دارد.

واژه های کلیدی: ایران | سوریه | کرمان | ایرانی | کشاورزی | کشاورزی | خانواده هاشمی | هاشمی رفسنجانی | اکبر هاشمی رفسنجانی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs